تبلیغات اینترنتیclose
فقط انگار در این شهر دلِ من دل نیست !( صنم نافع )
پیچک ( صنم نافع )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ جمعه 7 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی | نظر بدهيد |

 

فقط انگار در این شهر دلِ من دل نیست !
کم رسیدست به رویام ...خدا عادل نیست؟

نا ندارم که برای خودم اقرار کنم :
ترکِ تو کردن وُ آواره شدن مشکل نیست

لوطیان خال بکوبید به بازوهاتان :
ته ِ دریای غم کهنه ی من ساحل نیست

فلسفه ، فلسفه از خاطره ها دور شدی
علّتی در پسِ این سلسله ی باطل نیست

اشک می ریختم آنروز که بی رحم شدی -
تا نشانم بدهی هیچ کسی کامل نیست

تا نشانم بدهی عشق جنونی آنیست -
که کسی ارزشِ ناچیز به آن قائل نیست

آمدی قصه ببافی … که مُوجّه بروی
در نزن ، رفته ام از خویش، کسی منزل نیست !


صنم نافع

6/6/93


پی نوشت : چمدان دست تو و ترس به چشمان من است ... این غم انگیز ترین حالت ِ غمگین شدنست ( علیرضا آذر )

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار صنم نافع -10 , | بازديد : 314