تبلیغات اینترنتیclose
من از رفتن به سمت کوچ اجباري نمي ترسم( صنم نافع )
پیچک ( صنم نافع )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 مرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی | نظر بدهيد |

 

نشستم در ته غاري

 

من از رفتن به سمت کوچ اجباري نمي ترسم
از اينکه عشق ديگر جاي من داري نمي ترسم

دوباره ازخيانت نطفه ي نفرت به درد آمد
و از زائيدن يک شعر تکراري نمي ترسم

تبم حل شد درون تشت ِ آبي آفرين بر من !
عجب حالي شدم ، از لرزِ بيماري نمي ترسم

برو آماده ام ، تا در خرافه گم شوم امشب
که در سير و سلوکم از خود آزاري نمي ترسم

تعجّب مي کني از اين همه جرات که مي بيني
من از دندان تيز سگ و َ ازهاري نمي ترسم

نگو هرشب اسير وحشتي، بي من نمي خوابي!
ببين ديگر نشستم در ته ِغاري نمي ترسم

***
غريقي در لجنزارم که روي گردنم مانده
هميشه از گناه ِ هر دومان باري ، نمي ترسم

جهّنم مي روم تا قلب ِ خونم را بسوزانم
که عصيان کرده ام از زندگي آري نمي ترسم !

 

 

صنم نافع

http://avayedel.com/poets/789

برچسب ها : ,

موضوع : | بازديد : 291