تبلیغات اینترنتیclose
عجب جان مي کنم هر سال ، از تاريخِ دلگيرم( صنم نافع )
پیچک ( صنم نافع )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 19 مرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی | نظر بدهيد |

 

هزار و سيصد و شصت

 


عجب جان مي کنم هر سال ، از تاريخِ دلگيرم
هزار وُ سيصد وُ شصتي که از تکرار آن سيرم

ببين مادر چه مي پرسم ، گزنده ، تلخ وُ بي پروا
من آن صد چهره ي خرداد و يا خرچنگ در تيرم ؟"

چرا زائيدي ام مادر، وَ عشقت را تلف کردي ؟
چرا با ناله و نفرين، ندادي شب به شب شيرم ؟

شدم تصوير بيماري و مي سوزي در اندوهم
نترس از بازي دنيا که من درسي نمي گيرم

شبي صد مرتبه از قله مي افتم ،ولي هر بار-
سماجت مي کنم از بس که جان سختم، نمي ميرم

نگو: بي جا تلف کردي جواني را، نمي داني -
که از روز تولد هم ، شبيه کرکس پيرم

***
دعا کن جان دهم در خواب، يکشب راحت و آرام
و اين مرگ غريبانه شود پايانِ تقديرم

 

 

صنم نافع

http://avayedel.com/poets/789

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار صنم نافع -8, | بازديد : 298