تبلیغات اینترنتیclose
توی آغوش تو مثل جسدی عریانم (صنم نافع)
پیچک ( صنم نافع )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 11 مرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی | نظر بدهيد |

 

توی آغوش تو مثل جسدی عریانم ...
با نگاهی که به زور از تو قسم می گیرد
به نظر می رسد از عشق کمی ترسیدم !
نا خود آگاه کنار تو دلم می گیرد ...

نا خود آگاه به چشمان تو می پیوندم
به دلم حادثه ی شومِ غزل می افتد
یا خودم مثل تو آلوده ی تنهایی هام
یا انرژی مرا زهر قلم می گیرد !

سعی داری که مرا تخلیه از درد کنی
سعی دارم که بگویم چه گذشتَست به من
بغض تا توی گلوی من و تو می لولد
لحنمان حالت آشفته وُ بم می گیرد

بی تفاوت بشو نسبت به من و احساسم
به خودت رحم بکن، آینه ها را بشکن
باز اگر حالت افسردگی ام عود کند
دفتر خاطره ها مجلس غم می گیرد !

جای لبهای تو روی بدنم می سوزد
آخر قصه ی ما لحظه ی ارضا شدنست
از ته حادثه ی عشق تنم می لرزد
نا خود آگاه کنار تو دلم می گیرد ...

 

صنم نافع

 

 لطفا تا بالا آمدن فلش کمی صبر کنید : تشکر میکنم

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار صنم نافع -7, | بازديد : 404