تبلیغات اینترنتیclose
بايد از ابتداي اين قصه، خانه ها را خراب مي کرديم ( صنم نافع )
پیچک ( صنم نافع )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 31 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی | نظر بدهيد |

 

 


بايد از ابتداي اين قصه، خانه ها را خراب مي کرديم
زندگي شکل ديگري مي شد ما اگر انتخاب مي کرديم

بر لبت مُهر خاطره زده اي ،چقَدرما شبيهِ هم شده ايم!
بايد از ابتداي اين قصه ، عشق را غرق ِ خواب مي کرديم

رفته ام تا به عمق رويا وُ مثلِ خواهر- بزرگ تر شده ام
غرقِ بازي شدم که دو تّايي با کف وُ با حباب مي کرديم

غرق حوضي شبيه نقاشي ، نقشه هاي شکار آلوچه ...
هر کسي طرح غصه اي مي ريخت، نقشه اش را برآب مي کرديم

غرق در ضبط صوت وُ کاست ها ، لحظه ي بي مجوّز ِ خواندن !
محو آن پوستر قديمي که ،مي خريديم وُ قاب مي کرديم

شب به رويم پتو پلنگي بود ،برّه ها را يکي يکي مي خورد
کِي ؟چگونه بزرگ بايد شد ؟ بي جهت هي حساب مي کرديم!

توي آن جزو ه هاي بي منطق ، جامعه برزخي مسلّم بود
وسط ِ خانگي ترين زندان .... بي هدف انقلاب مي کرديم

حالِ تو از غزل به هم مي خورد ، حالِ من از تمامي دنيا
از تمامي لحظه هايي که غرق در اضطراب مي کرديم

سعي کردم به شکل تدريجي خواب خود را به مرگ هديه کنم
مرگ هم شکل ديگري مي شد ما اگر انتخاب مي کرديم !

 

صنم نافع

پ / ن :

روزي رسد که چشم تو با حسرت لغزد بر اين ترانه درد آلود ...جويي مرا درون سخن هايم !!! ( فروغ )

 

 

تا بالا آمدن فلش کمی صبر کنید

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار صنم نافع -6 , | بازديد : 478