تبلیغات اینترنتیclose
ديشب استاد ازل بالا سر من تار زد ( صنم نافع )
پیچک ( صنم نافع )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 31 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی | نظر بدهيد |

 

 

 

ديشب استاد ازل بالا سر من تار زد
در دلم حس کردمش او بر درِ انکار زد

روحيات شعري ام آشفته شد ، مجنون شدم
لاي دفتر هاي من ليلا خودش را دار زد

خواستم مردانه از احساس ها حذفش کنم
عادت ماهانه ام زن بودنم را جار زد !!

حالت شيطاني آمد تا سراغم آسمان
خون دل را هم به نام جنس بي مقدار زد

تازه فهميدم که من يک فتنه ي تاريخي ام
تا به دنيا آمدم مادر به حالم زار زد

توي عصر ارتباطات اينچنين پنهان شدم
پشت روبندي که زن در دوره ي قاجار زد [1]

شايد آدم را بخواهم از زمين بيرون کنم !!!!
گرچه در گوشم خدا ديشب دم از هنجار زد

 

 

صنم نافع

از کتاب حقوق ماهيانه عادت نيست

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار صنم نافع -6 , | بازديد : 282