تبلیغات اینترنتیclose
شنيدم شبي در دل کوچه ها ( صنم نافع )
پیچک ( صنم نافع )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 31 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی | نظر بدهيد |

 

 

 

چه جالب

 

شنيدم شبي در دل کوچه ها
به يادم دو ساعت قدم مي زني !
چه جالب شبيهم شدي عاقبت
وَ حرفي که من مي زدم مي زني

به گوشم رسيده تو هم دود را
فرو مي دهي در ته سينه ات
عرق مي خوري تا نفهمي کِيي !
وَ عُق مي زني روي آيينه ات

مي آيي کنار در ِخانه ام
همه ، قصه را زير وُ رو مي کني
چه جالب شبيهم شدي عاقبت
و َتيزي به دستت فرو مي کني


شنيدم که از گوشي ات مست ها
صداي زني را در آورده اند
و َ خطِّ من از جيب تو کشف شد
عجب! شعرها پيش تو مانده اند?

 همين صحنه در خواب من آمده !
که حل مي شوي در لجن هاي جوب
چه مضحک کسي شکل ديروز تو
نوشته: "صنم، عشق من " روي چوب!

هزار آفرين بر دل نازکم
که بر وضع تو اينچنين راضي است
چه جالب شبيهت شدم عاقبت
و فهميده ام زندگي بازي است!


 صنم نافع


 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار صنم نافع -4, | بازديد : 276