تبلیغات اینترنتیclose
از آن روزي که ترکم کرده اي، ( صنم نافع )
پیچک ( صنم نافع )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 31 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی | نظر بدهيد |

 

 


از آن روزي که ترکم کرده اي، اسم خودم را هم نمي دانم
وَ عادت کرده ام خود را درون چادرِ بختم بپيچانم

نگاه خسته ات در قاب عکس نقره مي خندد به دنيايم
که من قادر نباشم تا در وُ ديوار را ديگر بگريانم

تمام قصه هاي عاشقي ، لاي صداي زخمي ام پيچيد
همه غمباد شد درسينه ي لرزان وُ آوازي نمي خوانم

پياده مي روم بي تو به سمت کوچه ي دلواپسي هايم
ولي تا مي رسم دلشوره مي گيرم وَ يک آن هم نمي مانم !

از آن روزي که رفتي منقلب شد حسِّ مادر بودنم يعني :
دوباره خواب رفتم پيش از اينکه بچّه هامان را بخوابانم !

بدون تو حضورِ شمع ها در ميزِ مان سردَست- مي بيني ؟!
دلم مي خواهد امشب هم غذاي باب ِ مِيلت را بسوزانم !

 

 صنم نافع

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار صنم نافع -4, | بازديد : 256