تبلیغات اینترنتیclose
جشني ازفاجعه به پاشد باز شهرمان ( صنم نافع )
پیچک ( صنم نافع )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ جمعه 30 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی | نظر بدهيد |

 

 


جشني ازفاجعه به پاشد باز شهرمان را ببين چراغانيست
وسط گريه هاي پاييزيم در هوايي که باز بارانيست

من حريف هزار ويک شب تو ، شهرزاد روايتت شده ام
شهريارم نخواب امشب را قصه ي من اگرچه طولانيست

ساکتي در شرايط ِحساس ، آن زماني که من غزل پيچم
آن زماني که مطمئن هستي ، حال و روزم عجيب و شيطانيست

وسطِ خانگي ترين حبسم ، طبع شعرم به سادگي جان داد
در نگاهم تراکم ابر از ، گريه ي کهنه اي که زندانيست

سرزنش مي کني خودت را که :تو دليلِ سقوط من بودي
يک نفر تا هميشه مي ماند، يک نفر هم هميشه قربانيست

منشا ء شرقي غزلها که لاي دفتر چه ات به جا ماندند
نسخه هاي مدرن رويايم ،نوحه هايي به سبک ايرانيست !

اعتراضي نمي کنم ديگر ، به هبوط خودم در اين برزخ ...
ننگ بر اين دو چهره ي خرداد ، طالعم تا هميشه آبانيست

 


 صنم نافع

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار صنم نافع -1 , | بازديد : 267