تبلیغات اینترنتیclose
پشتِ هر منظره دنبال غمي پنهانم( صنم نافع )
پیچک ( صنم نافع )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 31 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی | نظر بدهيد |

 

 

 


پشتِ هر منظره دنبال غمي پنهانم
عُمق هر فاجعه را روي ورق مي ريزم
لحظه ي شعر نوشتن که دلم آشوب است
لحظه ي شعر نوشتن که عرق مي ريزم

لحظه ي شعر نوشتن که زني ديوانه
در دل ِ خاطره هايم نفسش مي گيرد
جاي من با همه ي شهر تو مي خوابي و ُ
يک نفر پشتِ غم پنجره ها مي ميرد

لحظه ي شعر نوشتن که به هم مي ريزم
تا بترسانمت از عاقبت ِ رويايم
باورت کرده ام وُ با همه ي احساسم
روز وُ شب سمت تو وُ حادثه ها مي آيم

تجربيات ِ گذشته چه سکوتي کردند!
بوسه ات چشم مرا روي همه مي بندد
نور را کم کن وُ بگذار هم آغوش شويم
چون که اين آينه دارد به تنم مي خندد

نور را کم کن وُ بگذار که تا اينجايي
من خودم باشم و در خاطره تکرار شوم
حالتِ شعر نوشتن به قلم دست دهد
صبح با بوسه وُ تصوير تو بيدار شوم

ماندگارت بکنم لاي غزلهايي که ...
مي شناسند تو را در همه ي دوران ها
تا ابد خوانده شوي توي هم آغوشي ها
تا ابد خوانده شوي در همه ي زندان ها

پشتِ هر منظره دنبال غمي پنهانم
عمق هر فاجعه را روي ورق مي ريزم
لحظه ي شعر نوشتن که دلم آشوب است
لحظه ي شعر نوشتن که عرق مي ريزم

 


صنم نافع

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار صنم نافع -3 , | بازديد : 283