تبلیغات اینترنتیclose
راحت تر از چيزي که مي گفتي ( صنم نافع )
پیچک ( صنم نافع )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 31 خرداد 1393 توسط سید مجتبی محمدی | نظر بدهيد |

 

 


از ته زدم موهاي بورم را 


********


راحت تر از چيزي که مي گفتي
با غم کنار آمد خيالاتم
اما خودم فرقي نکردم چون:
بي عشق، هم درگير افراطم

راحت تر از چيزي که مي گفتم
شبها بدون تو غزل خواندم
از رفتنت ديگر نترسيدم
در خانه تنها ، بي صدا ماندم

برداشتم ، با دستِ لرزانم
از زير پاهايت غرورم را
تغيير کرده رنگ چشمانم
از ته زدم، موهاي بورم را

راحت شدم ، راحت شدم، راحت
ديگر مرا مردي نمي بيند
ديگر کسي گلهاي مريم را
دزدانه از گلدان نمي چيند

برداشتم پسوندِ اسمت را
از گوشي ام ،"مغرور ِ معمولي!"
يک عمر "عشقم" بودي و حالا
يک آشناي دورِ معمولي !

ديگر تمام تختمان را هم ،
سهم خودم کردم وَ مي خوابم
تنها شدم با بسته ي قُرصم
تنها شدم با کاسه ي آبم

حتي هداياي تو را ديشب
دادم به زنهاي خياباني -
بي منطقم در نفرت وُ عشقم
از هر کسي بهتر ، تو مي داني

مخصوصاً آن چيزي شدم تا تو
نسبت به من نفرت بورزي که ...
آيينه ي دق مي شوم يک عمر
باور نمي کردم نَيَرزي که ...

 


صنم نافع

لطفا تا بالا آمدن فلش کمی صبر کنید : تشکر میکنم

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار صنم نافع -3 , | بازديد : 461