تبلیغات اینترنتیclose
از کوچه ی بن بست می آیی ( صنم نافع )
پیچک ( صنم نافع )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 ارديبهشت 1394 توسط سید مجتبی محمدی | نظر بدهيد |

 


از کوچه ی بن بست می آیی
از گریه هایت را فرو خوردن

از راه رفتن روی خط ّ مین
عصیان و رویای "جوان مردن "

در چشمهایت شورش غمهاست
آژیر می پیچد ، درِ گوشت

هر روز یک مجروح می میرد
در عمق نا امنیِ آغوشت

در فیلم های کهنه جا ماندی
در قهرمان بازی جاهل ها

متروکه های "قلعه ی خاموش"!
رقاصه ها ، آوازها ، کِل ها

راه فرار از شهر اِشغالیت
در نقشه ی دنیا مشخص نیست

راه رهایی ازخدایی که ...
دیگر برای تو مقدس نیست

راه رهایی از شکستی محض
از شاهِ ماتِ صفحه ی شطرنج

از کودکی های هدر رفته
توی مسیرِ نقشه های گنج

****
در صفحه ی شطرنج چشمانت
یک عمر بی رحمانه ماتم برد

در یک شکست بی برو برگرد
قلبم به جان تو قسم میخورد

در "قلعه ی خاموش" جا ماندم
تا آخرین ناجی من باشی

باران گرفت وُ خیس افتادم
از بوم توی حوض نقاشی

من آخرین مجروح بودم در -
نا امنی مرموز آغوشت

من شاعرِ هر "دوستت دارم "
در عشقبازی ها درِ گوشت

در آسمان ابری شعرت
بار مصیبت را فرو خوردم

از کوچه ی بن بست می آیم
ای کاش من هم زود می مُردم

 

صنم نافع


پ /ن: قلعه شهر نو نام محله‌ای در تهران بود. در این محله مجموعه‌ای از روسپی‌خانه‌ها و میخانه‌ها قرار داشت و خیابان‌های مهم آن عبارت بودند از خیابان حاج عبدالمحمود، خیابان قوام دفتر، خیابان راه‌پیما و خیابان جمشید. این محله با نام‌های "شهرنو"، "قلعه شهرنو"، "قلعه زاهدی"، "قلعه"، "قلعه خاموشان"، محلهٔ جمشید، محلهٔ قجرها و گمرک شناخته می‌شد و زنان آن را "ساکنان محله غم" نیز می‌گفتند

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار صنم نافع -11 , | بازديد : 329