تبلیغات اینترنتیclose
هق هق زدن هایم ارادی نیست ( صنم نافع )
پیچک ( صنم نافع )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 ارديبهشت 1394 توسط سید مجتبی محمدی | نظر بدهيد |

 

 

 

هق هق زدن هایم ارادی نیست
من باردار از بی کسی هایم

وقتی بزایم، آل می گیرد -
جان مرا، آنقدر تنهایم

دیگر گذشتم از خیالاتم
از هر چه می شد سهم من باشد

تازه عروس قصه ها، بگذار
در حجله اش لای کفن باشد

از دست دادم هر چه را باید *
باید بدون آرزو باشم

در را ببندم روی خود یک عمر
با درد هایم روبرو باشم

باهر خدایی که شبیهت هست
با هر نمازی از سرِ اجبار

تمرین سخت زندگی بی تو
کابوس هایی که سرم آوار...

ویرانه ها را دوست می دارم :
"آوارها بوی تو را می داد

تعقیب می کردی مرا در مه ...
تعقیب می کردی مرا در باد ...

از دور می دیدی نگاهم را
در امتداد درد می ماندی

پای خیالات جوانمرگم
مانند یک نامرد می ماندی "

دارم ... نمی میرم، چرا امشب
دارم برایت فال می گیرم

دارم سراغ چشمهایت را
از درد ها، از آل می گیرم

 

صنم نافع

 

 


*ما هر چه را که باید
از دست داده باشیم از دست داده‌ایم
ما بی چراغ به راه افتادیم
و ماه، ماه جاده‌ی مهربان همیشه در آنجا بود
در خاطرات ِ کودکانه‌ی یک پشت بام کاهگلی
و بر فراز کشتزارهای جوانی که از هجوم ملخ‌ها می‌ترسیدند...( فروغ فرخ زاد
)


 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار صنم نافع -11 , | بازديد : 315