تبلیغات اینترنتیclose
در آسمان ها زندگی کردیم ( صنم نافع )
پیچک ( صنم نافع )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 اسفند 1393 توسط سید مجتبی محمدی | نظر بدهيد |

 


در آسمان ها زندگی کردیم
در آسمان ها عاشقت بودم

عشقت زمین می زد مرا هربار
هم بازی بی منطقت بودم

تاریخ در دستت ورق می خورد
قد می کشیدم در خیالاتت

هر بار که عطرت مرا می کُشت
هر بار که در احتمالاتت ...

رویای خوشرنگ زنی بودم
جامانده از پارینه سنگی ها

جامانده از تابوت های خیس
از بمب، از ماشین - جنگی ها

از دوره ی غمهای پاییزی
آغوش های مضحکِ فصلی

از بوسه در فرعی ترین کوچه
تا گریه، توی جاده ی اصلی

من منتظر بودم در آن سرما
در ایستگاه آرزوهایم

در خاطراتت برف می بارید
آهسته روی تار موهایم

من منتظر بودم که احساسم
از آسمان ها بر زمین افتاد

همراه با تو تیر می خوردم
در ماجراهای امیر آباد

همراه با تو حبس می رفتم
شلاق بر اندیشه ام می خورد

از ماجرایت شعر می گفتم
عشق زمینی در دلم میمرد

همراه با تو گریه می کردم
همراه با هر ظلم و نامردی

ماندم بدون تو ته بن بست ...
روزی که دستم را رها کردی

من منتظر هستم در این سرما
در ایستگاه آرزوهایم

در خاطراتت برف می بارد
آهسته روی تار موهایم

 

صنم نافع

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار صنم نافع -11 , | بازديد : 327