تبلیغات اینترنتیclose
بابا مرا میان همین کوچه گم کن وُ( صنم نافع )
پیچک ( صنم نافع )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 8 آبان 1393 توسط سید مجتبی محمدی | نظر بدهيد |

 

 

 

برای مردی به نام بابا
 
****
بابا مرا میان همین کوچه گم کن وُ
دعوام کن که کار بدی باز کرده ام

دعوام کن دوباره خودم را زمین زدم
بر روی پشت بامم وُ نزدیک نرده ام !

من هیچ وقت دختر خوبی نبوده ام
بی تو دویدم وُ خودم از جاده رد شدم

باعث شدم که باز دل تو بلرزد وُ
در آسمان هر کس وُ ناکس رصد شدم

مظلوم وُ کودکانه نگاهت که می کنم
شعری که می نویسم وُ افسوس می خورم

انگار که خودت شده ام توی آینه
می بینمت درون خودم، از تو می بُرم

دعوام کن دوباره خودم هم مقصرم
با این همه گرایش بی منطقم به غم

با این مدام بین غم وُ خنده رفتنم
تا آخر جنونِ غزل ، کاغذ وُ قلم

با این همه گرایش بی وقفه ام به تو
وقتی که قلب زندگی ام درد می کشد

وقتی که زجر می دهی ام ، ذهن خسته ام
تصویر های مثل تو از مرد می کشد

جادوی دستهای تو، بوی عروسکم
ترس از خیانتی که مرا می زند زمین

ترس از نگاه های کسی که شبیه توست
بابا مرا درون همین صحنه ها ببین!

حالا تو هم برای من وُ شعر گریه کن
دیوانگی، جوانی وُ درد نگفته ات

مظلوم وُ کودکانه نگاهت که می کنم
هی زل بزن به صورت زیبای خفته ات

 


صنم نافع


پ/ن :بابا تنها قهرمان واقعی یک دختر است ! شاید به همین خاطر است که گریه کردن برای او، از گریه کردن برای همه مردهای دیگر درد بیشتری دارد .

 

لطفا تا بالا آمدن فلش کمی صبر کنید

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار صنم نافع -10 , | بازديد : 398