تبلیغات اینترنتیclose
دیشب تمام ِ شهر را بی تو ( صنم نافع )
پیچک ( صنم نافع )
شعر و ادب پارسی

 



نوشته شده در تاريخ جمعه 21 شهريور 1393 توسط سید مجتبی محمدی | نظر بدهيد |

 

 

 

دیشب تمام ِ شهر را بی تو ، در زیر باران گریه می کردم
کَر بودم از غوغای ماشین ها ، زار وُ پریشان گریه می کردم

ترس از تمامِ روزهای بعد، گردِ سپیدی بر سرم می ریخت
از عشق روحم ضربه ها می خورد ، مثل جوانان گریه می کردم!

بازنده ی قطعی ِ بازی در ، رویای بی رحمانه ات بودم
رد می شدی از من ، بدون تو ، در خطِّ ِپایان گریه می کردم

شرم آور است این جمله می دانم : "انگیزه ای جز تو ندارم من "
دیشب به حال قصه ی تلخم ، در هر خیابان گریه می کردم

می خواستم سرگرم ِ خود باشم ، در جمع هایی که بدون ِ تو...
تا سینما تاریکتر می شد، آرام و پنهان گریه می کردم !

می خواستم ثابت کنم دیگر ، حالِ تمام ِ شعر ها خوب است
زنجیر می بستم به احساسم ، در عمقِ زندان گریه می کردم

بی مقصدی معلوم می رفتم، لبخند می زد غم به احوالم
با دیدن هر صحنه در وهم ِ دلگیرِ تهران گریه می کردم

 

 

صنم نافع

21شهریور 93


 لطفا تا بالا آمدن فلش کمی صبر کنید

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار صنم نافع -10 , | بازديد : 352